به مندی گفتم «بیخیال شو. اینا همشون لاتاند، میگیرن جر و واجرمون میکنند». مندی که مغلوب هیجان جوانی شده بود، گاز داد طرفِ یارو. یارو خودش رو پرت کرد جلوی ماشین و با لهجه گفت؛ «بیا پایین تا خارتو بگام بچهکونی.» یا یه همچین چیزی. مندی رفت پایین. دقیقا متوجه نشدم که چرا از ماشین پیاده شد. رفت که خارش رو بگان؟ یا رفت که نذاره خارش رو بگان؟ نمیدونم. بحث پیچیدهایه که فعلا مجال پرداختش نیست.
ادامه مطلبما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال میکنید
برچسب: ادامه مطلب,ادامه مطلب در,ادامه مطلب متحرک,ادامه مطلب در وبلاگ,ادامه مطلب در وردپرس,ادامه مطلب برای وبلاگ,ادامه مطلب در جوملا,ادامه مطلب متحرك,ادامه مطلب زیبا,ادامه مطلب متحرک زیبا, نویسنده: بازدید: 160