نقل قول؛ « اول ازدواجمون خوب بود... دو ماه اول. سراسر توجه بود نسبت به من. سراپا گوش بود و سراپا چشم. حس میکردم با آدم متفاوتی زندگی میکنم. مردی که در خیلی موارد، نگاه متفاوتی به دنیا داشت. نگاهای کاملتر، عمیقتر و قشنگتر. زندگی کردن با همچین ادمی، فوقالعادهست. بودن در کنارش، پر از شگفتیه.
ولی یه مشکلی وجود داشت. زمانی که من تشنهی بودن در کنار اون بودم، اون از من فراری بود. آخرش یه بار نشست روبهروم و گفت؛ نیاز دارم کمتر همدیگه رو ببینیم.
و این غمانگیزترین روز زندگیم بود چون این حرفش از روی بیاحساسی نبود. از روی جنگ و دشمنی نبود. هیچ قصد بدی از این کار نداشت.
غمانگیز بود، چون اون همین شکلی بود. مدلش همین بود.
در نگاه اول، به نظر میاد که زندگی کردن با چنین مردی فوقالعادهست. ولی نکتهای که اغلب فراموش میشه اینه که همچین آدمی، اصلا اهل زندگیکردن نیست.»
ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 151