تجربهی معنوی (از مجموعهی صد نامه به اسمورودینکا)

خرید بک لینک

اسمورودینکا،

پرسیده بودی که ما چه نسبتی با هم داریم. ما هیچ نسبتی با هم نداریم. من فقط تو را کمی دوست دارم. دوست داشتنی که از جنس دوست داشتن یک تابلوی نقاشیست. میزی ساده، یک سبد و میوههایی که به شکل نامنظم روی میز و داخل سبد قرار گرفتهاند. قرار نیست کسی میوههای روی میز را تست کند. قرار نیست میوهها ترش یا شیرین باشد. این تصویری یکتاست که همیشه زنده خواهد ماند، چرا که هویتی مستقل از واقعیت پیدا کرده. مستقل از زمان و فرسایش و عادت و تکرار. تو برای من درست مثل این تابلوی نقاشیِ باشکوه هستی. تلاشی مذبوحانه دارم که این احساسات مبهم و پیچیده را به کلمات تبدیل کنم. وقتی تو را مینویسم، در کسوت یک هنرمند ظاهر میشوم. هنرمندی که در پی ابراز چیزهاییست که برای خودش هم چندان روشن نیست. تجلی ناخودآگاهی که به شکل توصیفاتی عینی بیان میشود و در این لحظات ناب، احساسی روحانی و ملکوتی دارم.
اسمورودینکا
ای تجربهی معنویِ من.

همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 14:02

صفحه بندی