
مامانم تو خواب دیده که من دستم تو دست یه دخترِ زشت و بدترکیب و ترسناکه و اون دختر هم، همسر و یا به عبارتی، زن منه. پنجههای دستامون رو به هم قفل کردیم و ... با شنیدن این توصیفات من خندهم گرفت و گفتم؛ یاهاهاهاهاع علتش هم اینه که مادرم از جیک و پوک کارای من خبر نِدِره و این چندوقت اخیر که کمتر همدیگه رو میدیدیم، مکالماتی که رد و بدل کردم باعث نگرانیش شده و ترس این که مبادا شیوه و مرام و مسلکِ عروس آیندهش متفاوت از ایدهآلهای خودش باشه، موجب شده که این عروسِ نامطلوب، در عالم رویا، به صورت یه تصویر زش...
ادامه مطلب